عباس آباد بهشهر مازندران بهشت مازندران
دختر خوشگل من دیشب با بابایی رفتیم دور زدیم تو شهر یهو بابایی مارو برد عباس آباد کلی عکس گرفتیم توهم کلی از راه خوشت اومده بود

عکسای سه تایی گرفتیم تو هم داشتی بند کلاهتو میل میفرمودی



اخرشم رفتیم ذرت مکزیکی زدیم به بدن اما سس داشتو فلفل که نمیشد به تو بدیم بابایی هم برات نون بستنی گرفت چون گلو درد هم داشتی بستنی هم نمیشد بخوری اما خب عیبی نداره تو بیشتر عاشق نون بستنی هستی دخملیه شیمکوی من

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عباس آباد بهشهر مازندران بهشت مازندران 
